الفيض الكاشاني

82

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

نقل از جنگ مورخ به سال 1093 پاسخ علّامهء فيض به بعضى از سؤالات « نام سائل نامعلوم » « امّا جواب از سؤالهاى ايشان كه به دين و مذهب مدخلى نداشت آنست كه بناى افسانه‌هاى هندوان اگر راست باشد بر عجايب و غرايبى است كه حق تعالى در تنبيه انسان درج فرموده از آن جمله عين الكمال كه نفوس خبيثهء قويه را كه شيطنت بر ايشان غالب مىباشد تصرف در بدن غير مىرسد به گماشتن نظر شرع چنان كه در حديث نبوى آمده كه : « العين حق و العين يدخل الرجل القبر و الجمل القدر » و از آن جمله سحر است كه چيزى چند را كه اصلى نداشته باشد در نظرها جلوه دهند و آن مجرد نمودى باشد بىبود و اين سحر اقسام بسيار دارد و از آن جمله غلبهء خيال است بر حس ظاهر چنان كه متخيّله از شدت قوّتى كه داشته باشد آنچه را خيال كرده باشد در حس موجود توانيد گردانيد يا بر ديگرى جلوه تواند داد و از آن جمله تدرع جنى است به بدن ايشان چنان كه شخصى را بى خود گردانيده به زبان او تكلم تواند كرد و از آن جملهء اخبار جنّ است انسان را از چيزى كه واقع شده باشد و از نداند و او فىالجمله عزايم است و طلسمات و نيز نجات و حيل و غير آن چنان كه در بعضى از تصانيف خود بيان كرده‌ايم و اين تنگناى مكتوب گنجائى ذكر آن ندارد و بالجمله هر يك از افسانه‌ها به يكى از اين‌ها منسوب تواند بود و به آن درست تواند شد و امّا آيهء كريمهء « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ » « 1 » كه سؤال از تأويل آن نموده بودند : اشاره به فناى اجسام تواند بود و ضمير عليها به ارض راجع و وجه رب ( منظور آيهء بعد از آن : وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ) « 2 » اشاره به ارواح و عرش و كرسى از جنس ارواح است و شك نيست كه بقاى عرش و كرسى با فناى آنچه بر زمين است منافات ندارد و سؤالى كه از ( سؤال قبر غريق و محروق و مقتول ) نموده بودند چنان بايد دانست كه سؤال در نشئهء ديگرست نه درين نشئه و مخصوص كامل الايمان و كامل‌الكفرست و ناقصان را سؤالى نيست خواه مدفون گردند خواه نه و امثال اين سخنان را به مشافهه بيان توان نمود و به نوشتن بيش از اين نتوان و العلم عند اللّه ( . . . ) و الصلاة على رسول اللّه و اهل بيت رسوله .

--> ( 1 ) - سوره الرحمن - آية 26 ( 2 ) - همان سوره آية 27 .